گوهر خود را مزن بر سنگِ هر نا قابلی
صبر کن تا گوهر شناس قابلی پیدا شود
عکس تورابه صفحه پندارمیکشم
دارم دوخط موازی به دیوارمیکشم..
شاید درست روی همین زمین سرد
یک مشت آب وعلف یاخارمیکشم
دیگربرایم ازاینهمه عشق حرف نزن
من سنگ صبورتوام که جارمیکشم
انگاربرای پرنده شدن هم بهانه نیست
حالاکه دارم برای خو دم یارمیکشم
این حس غریبه شانه های برفی توست
مثل عقاب دارم تو رابه منقار میکشم
من شهردلم راببین مسافرت کردم
هرروز دارم تورابه اسرارمیکشم
پ - م
هیچ کس را در زندگیتان ملامت نکنید
آدمهای خوب برایتان شادی می آورند
آدمها بد ، تجربه .
بدترین ها درس عبرت می شوند،
بهترین ها ، خاطره
hosh behale shaer ke jodaei ro baye khatkesh beham vasl mikone....
این خط قهرماباز دائم درامتداد است
بردارخط کشت را یک خط ساده کافیست