دنیا دو روز است یک روز با تو یک روز بر علیه تو ........... روزی که با تو ست مغرور نشو .... روزی که بر علیه توست ما یوس نشو
گاهی اوقات بهترین راه برای داشتن چیزی، رها کردن آن است.
شعله عشق پس از مرگ نگردد خاموش *** این چراغیست کزین خانه به آن خانه برند
فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست
من غم را در سکوت ، سکوت را در شب ، شب را در بستر، بستر را برای اندیشیدن به تو دوست میدارم.
همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظه زندگی آدم توسط کسی ساخته میشه که شیرین ترین و به یاد مونده ترین لحظه زندگی را برایت ساخته است
مهم نیست چند بهار در کنار هم زندگی کنیم
مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است در پایان زندگی خیلی از ما خواهیم گفت:
همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم
ای کاش با خاطره ها زندگی نمی کردیم
زندگی با عشق زیباست و با دوست داشتن زیباتر
آیا شما خودتان را دوست دارید؟ آیا از ته دل به خود عشق میورزید؟ خیلی از افراد گمان میکنند جواب مثبت به این سؤالات، علامت خودخواهی و خودشیفتگی است و بدین معنی است که آنها از خودراضی و خودبین هستند. اما دستهای از افراد بر این باورند که تنها آدمهایی بیمار یا خودخواه، خودشان را دوست دارند و افراد فروتن و متواضع اینطور نیستند. این افراد از عشق ورزیدن به خود میترسند و احساس گناه میکنند. برعکس، عدهای از افراد هستند که در پاسخ به این سؤالات میگویند: بله، خودم را دوست دارم. در نظر آنها دوست داشتن خود، ربطی به خودخواهی و خودبینی ندارد، بلکه در نظر آنها دوست داشتن خود یعنی اعتماد به خود و ارزش قائل شدن برای خود و تواناییهایی که خداوند به آنها ارزانی داشته است، حالا به نظر شما، کدامیک از این دو گروه درست میگویند؟ دسته اول یا دوم؟ ممکن است عجیب به نظر برسد اما به نظر من هر دو گروه درست میگویند و هر دو از زاویه خاص خود به موضوع، به چیزی اشاره میکنند که خالی از حقیقت نیست، زیرا چیزی که تعیین کننده درستی یا نادرستی عشق ورزیدن به خود است، نوع آن دوست داشتن است. بدین معنی که وقتی دوست داشتن خود، از حد و مرز خاصی بگذرد و توجه به خود و به منافع خود در اولویت، و قبل از همه کارها قرار بگیرد و انگیزه انسان صرفاً برآوردن نیاز و خواستههای خود باشد، آن وقت میتوان گفت دوست داشتن خود، به خودخواهی شبیه شده است. در واقع، این مهم است که بدانیم و تشخیص دهیم چقدر خود را دوست داریم؟ چه چیزی را در خود دوست داریم، چرا خود را دوست داریم و وقتی پای دوست داشتن منافع پیش میآید، تا چه اندازه منافع خود را به دیگران ترجیح میدهیم؟ روانشناسان قویاً معتقدند که عشق به خود، هیچ مغایرتی با عشق به دیگران ندارد و اگر انسانی، انسانهای دیگر را دوست دارد، خودش را هم حداقل در حد یک انسان دیگر، میتواند دوست داشته باشد. تحقیقات و مطالعات پا را از این هم فراتر گذاشته و اعلام کردهاند انسانی که فقط و فقط بتواند دیگران را دوست داشته باشد و از دوست داشتن خود عاجز باشد، در حقیقت اصلاٌ معنای عشق را نمیداند! هرگز خودخواهی و عشق به خود، یکی نیستند، آنها ضد یکدیگرند. تفاوتهای خودخواهی و عشق به خود عشق به خود، در بردارندۀ احترام به خود، ارزش قائل شدن برای توانمندیهای خود، اعتماد به خود و گرامیداشتن نیازها و احساسات، برداشتها و باورهای خود است، بدون این که به آنها بچسبیم، و نیز داشتن انعطاف لازم است برای رشد و ارتقای مهارتها و توانمندیها، در حالیکه برخلاف تصور رایج، آدم خودخواه، نه تنها خود را بیش از حد دوست ندارد و ارزش و احترامی برای خود قائل نیست، بلکه در بسیاری از موارد از خودش متنفر است و حتی به اندازۀ یک فرد معمولی نمیتواند خود را قبول یا دوست داشته باشد. از آن جا که او در عمق وجود، عشقی را نسبت به خود احساس نمیکند، فقدان عشق و علاقه و دلسوزی واقعی نسبت به خود موجب میشود که به تکاپو بیافتد تا لذت دوست داشتن را که خود برخود حرام کرده، از دیگران و از زندگی برباید و امکانات موجود را به خدمت خود بگیرد. البته در ظاهر به نظر میرسد او به شدت دلسوز خود است، اما در حقیقت او بیهوده میکوشد دلسوز نبودن و دوست نداشتن خود حقیقیاش را بپوشاند و جبران کند. به همین دلیل روانشناسان با مطالعه نمونههای بسیاری از افراد به ظاهر خودخواه دریافتهاند که خودخواهی حالتی است که فرد، عشق خود را از دیگران بریده و همه را به سوی خود معطوف میکند. در نتیجه اگر چه افراد خودخواه، توانایی مهر ورزیدن به دیگران را ندارند، اما در حقیقت قادر به دوست داشتن خودشان هم نیستند و برای جبران این احساس بیمحبتی، دست به اعمال و رفتارهایی میزنند که از دید ناظر بیرونی به شدت خودخواهانه است. آنها با این رفتارها و محافظت اغراقآمیز از منافع و تمایلات، در واقع دارند تظاهر میکنند که خود را دوست دارند و برای خود ارزش قائلند. در حالی که در عمق وجود، به شدت تنهایند، عشق و محبت را لمس نکردهاند و به شدت احساس بیارزشی میکنند. برای همین است که خوددوستی و عشق به خود، با خودخواهی تفاوت دارد. چه چیزهایی عشق به خود نیستند؟ - ترجیح همیشگی منافع خود به منافع دیگران، عشق به خود نیست. - خود را برتر و مهمتر از دیگران قلمداد کردن، عشق به خود نیست. - ایجاد مانع در رشد دیگران و توجه صرف به رشد خود، عشق به خود نیست. - تنها در راه رضای نیازهای شخصی قدم برداشتن، عشق به خود نیست. -... چه چیزهایی خودخواهی نیست؟ - احترام به خود، خودخواهی نیست. - ارزش قائل شدن برای توانمندیهای خود، خودخواهی نیست. - قبول داشتن خود و داشتن اعتماد به نفس، خودخواهی نیست. - تشخیص و شناخت نقاط مثبت خود و پرورش آنها، خودخواهی نیست. -... |
غدیر خم نام ناحیهای میان مکه و مدینه است که پیامبر اسلام در حجةالوداع، علی بن ابی طالب را «ولی» پس از خود اعلام کرد. ۱۸ ذیالحجه، سالروز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر خم شهرت دارد.
محمد، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود همه مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در غدیر خم جمع کرد و شیعیان معتقدند که او در آنجا علی بن ابیطالب را بهعنوان وصی و برادر و جانشین خود از جانب الله معرفی کرد. عبارت معروف «هر آنکس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست» قسمتی از خطابه بلند غدیر میباشد. گرچه در تفسیر حدیث غدیر خم در بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. اهل سنت تنها اظهار نزدیکی پیامبر به علی و دوستی با او رامیدانند و اظهار خواسته اش که علی به عنوان پسر عمو و فرزند خوانده اش جانشین او در مسئولیتهای خانوادگی اش پس از مرگ شود.
این واقعه و حدیث غدیر در کتاب های شیعه و بسیاری کتاب های اهل سنت نقل شده است. اولین منبع تاریخی که به این کتاب اشاره می کند یعقوبی مورخ شیعه در نیمه دوم قرن سوم هجری است و اولین آثار ادبی قابل تاریخ گذاری، مجموعه اشعاری از نویسندگان شیعه در قرن دوم هجری است. از حدود قرن دوم هجری واقعه غدیر خم بعنوان دلیل نویسندگان شیعه برای اثبات برحقی علی بر جانشینی محمد آمده است.[۱]
«غدیر خم» نام ناحیهای در میان مکه و مدینه است که بر سر راه حاجیان قرار دارد و به خاطر وجود برکهای در این محل که در آن آب باران جمع میشدهاست، به این نام شهرت یافتهاست. غدیر در ۳-۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهایپنجگانهاست. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا میشود. غدیر خم بهسبب وجود آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان بود؛ اما گرمایی طاقتفرسا داشت.
بنوشته سید حسین نصر هنگامی که محمد از آخرین حج خود در سال ۶۳۲ میلادی باز میگشت. خطابهای در مورد علی ایراد نمود که توسط شیعه و سنی بسیار متفاوت تفسیر شدهاست. مطابق با روایت هر دو گروه محمد گفت که علی وارثش و برادرش و کسی است که هر کس پیامبر را به عنوان مولایش (رهبر یا دوست قابل اعتماد) بپذیرد(کلمه مولا مرتبط است با ولایت(با کسر واو) یا وَلایت (با فتح واو) که حکومت، شروع مبادرت، غلبه معنوی و قدرت معنی میدهد). شیعیان این اظهارات را به معنی تعیین علی به جانشینی پیامبر و اولین امام میدانند. اهل سنت تنها اظهار نزدیکی پیامبر به علی میدانند و اظهار خواستهاش که علی به عنوان پسرعمو و فرزند خواندهاش جانشین او در مسئولیتهای خانوادگیش پس از مرگ شود.[۲] بنظر میرسد که اولین تاریخنگاری که واقعه غدیر خم را ثبت کردهاست تاریخ نگار شیعه؛ یعقوبی در نیمه دوم قرن سوم هجری بودهاست.[۱]
بگفته ماریا دقاق، بسیاری از منابع اهل سنت واقعه غدیر خم را نقل کردهاند اما قائل به این موضوع نیستند که غدیر دلالت بر تعیین علی به عنوان جانشین سیاسی پیامبر مسلمانان داشتهاست. مجموعهٔ جامعی از نقل قولها و احادیث در مورد غدیر خم در سه کتاب اهل سنت وجود دارد. این سه اثر عبارتند از کتاب مُسند احمد بن حنبل، تاریخ مدینات دمشق ابن عساکر، و کتاب البدایة و النهایة ابن کثیر.[۱]
اگر چه در برخی خطبه های علی در نهجالبلاغه که او در مورد برحقی خود به عنوان جانشینی محمد ایراد نمودهاست، اشارهای به این واقعه غدیر خم نیست ولی علی در موارد دیگری( در اینجا) به این خطبه استناد و استدلال کرده و ناگفته نماند که نهج البلاغه تمام خطبه های حضرت علی را در بر ندارد و منتخباتی از آنهاست(بسیاری خطبه های دیگر را می توان در مستدرکات چندگانه نهج البلاغه دید). به علاوه از قرن دوم هجری که مقداری آزادی بیان بیشتر شد و نهضت کتاب نویسی و حدیث گویی که عمر ان را منع کرده بود رخ داد، واقعه غدیر خم از دلایل اصلی عنوان شده توسط شیعه برای برحقی علی بر جانشینی محمد محسوب میشدهاست. اولین نمونه از اینگونه آثار ادبی که میتوان تاریخی برای آن تعیین کرد هاشمیات کمیت بن زیاد اسدی مربوط به قرن دوم هجری/هشتم میلادی و کتاب سلیم بن قیس مربوط به قرن دوم هجری/هشتم میلادی است.[۱]
با پایان حج محمد به سرعت دستور حرکت جهت اجتماع در غدیر خم را دادند. حتی ۱۲۰۰۰ از اهل یمن - که برای رفتن به وطن خود باید راه دیگری را میرفتند - به دستور او با کاروان مسلمانان همراه شدند.
در میان راه مکه و مدینه در غدیر خم، آیه قرآن فروفرستاده شد:
«ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده [به مردم] برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرساندهای و خداوند از مردم نگاهت خواهد داشت.»
در پی نزول این آیه، پیامبر دستور داد همه کاروانیان در آن محل گرد هم آیند، و در همانجا پیامبر خطابهٔ طولانی غدیر را ایراد کرد.
برخی بخشهای این سخنرانی- که به گفته شیعیان در معرفی مقام علی است - چنین است:[منبع تاریخی این خطبه کدامست؟]
ای مردم! بدانید که خداوند علی را ولی و امام شما قرار داده و اطاعت او را بر مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کنند، و بر شهری و روستایی و عجم و عرب و آزاد و مملوک و بزرگ و کوچک و سفید و سیاه واجب کردهاست. آگاه باشید که «امیر المؤمنین» غیر از این برادرم کسی نیست و پیشوایی مؤمنان پس از من بر کسی جز او روا نخواهد بود. او جانشین من در امتم و پیشوای کسانی است که به من ایمان آوردهاند و نیز جانشین من در تفسیر کتاب خدا است. خداوند دین شما را به واسطه امامت او کامل گردانید. به دستورات او گوش فرا دهید تا در سلامت بمانید و از او پیروی کنید تا هدایت شوید. ای مردم! من «صراط مستقیم»ام، که خداوند شما را به پیروی آن امر فرمودهاست. آنگاه پس از من، علی و پس از او، فرزندانم از نسل او. من [از جانب خداوند] دستور یافتهام که از شما درباره آنچه که از سوی خداوند درباره علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او آوردم، بیعت بگیرم و دست شما را بفشارم. خداوند به من دستور داده که از زبانهای شما در مورد آنچه بیان نمودم - راجع به علی امیر المؤمنین و امامانی که پس از او میآیند و از من و از اویند، اقرار زبانی بگیرم و چنان که خبرتان دادم، نسل من از صلب علی است. همگی بگویید: شنیدیم و اطاعت میکنیم و خرسندانه - در مقابل آن چه از سوی پروردگار ما و خویش دربارهٔ امامت علی امیرالمؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا میآیند، به ما رساندی - سر تسلیم فرود میآوریم. بر این باور زندهایم و با آن میمیریم و با آن [در قیامت] محشور میشویم. تغییر نمیدهیم و تبدیل و انکار نمیکنیم، تردید به دل راه نمیدهیم و از این باور برنمیگردیم و پیمان نمیشکنیم.
پس از پایان خطابه، این آیه بر پیامبر فرو فرستاده شد:
امروز کافران از دین شما ناامید شدند. پس از آنان نهراسید و از من (پروردگار) بترسید. امروز دینتان را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام داشتم و اسلام را بهعنوان دینتان پسندیدم.
مراسم بیعت مسلمانان با پیامبر و علی سه روز طول کشید و حتی بانوان با قراردادن دست خود در ظرف بزرگ آبی که در سوی دیگر آن در درون خیمه، دست علی قرار داشت، بیعت خود را اعلام میکردند.
در دیدگاه شیعه، منافقین که گروه قابلتوجهی را تشکیل میدادند، در ماجرای غدیر و به اراده الهی، نتوانستند نیات خود را آشکار و عملی کنند؛ اما در میان جمعیت شبههافکنیهایی نسبت به اقدام پیامبر انجام میدادند و شخصی به نام «حارث فهری» را تحریک کردند تا نزد رسول بیاید و برخلاف همه تصریحات حضرت در ضمن خطبه، سؤال کند که آیا آن چه درباره علی بن ابی طالب گفتی از جانب پروردگار بود یا از جانب خود؟ پیامبر در پاسخ فرمودند: «خداوند به من وحی کردهاست و واسطه میان من و خدا جبرئیل است و من اعلامکننده پیام خدا هستم و بدون اجازهٔ پروردگارم، خبری را اعلام نمیکنم.»[نیازمند منبع]
محمد حسین طباطبایی مفسر شیعه در کتاب تفسیر المیزان جلد پنجم ذیل این آیه (سوره مائده آیه 3) شأن نزول آن را واقعۀ غدیر خم میداند[۳].
به گفته ماریا دقاق در دانشنامه ایرانیکا، بهترین منبع شیعه دوازده امامی که در عصر مدرن در زمینه غدیر خم نگاشته شده است، کتاب الغدیر عبدالحسین امینی است. این کتاب در یازده جلد با این هدف نگاشته شده که همه مطالب در زمینه غدیر خم در آثار سنی و شیعه اعم از حدیث، تاریخ، تفسیر قرآن، شعر، و نیز زندگی نامه افراد مشهوری که در زمره راویان یا حافظان این حدیث بودند را جمع آوری کند.[۱]
این حدیث در نزد منابع اهلسنّت نیز مشهور و متواتر است و در ذیل به برخی از این احادیث اشاره میگردد[۴]:
1.أن النبی علیه السلام قال یوم غدیر خم إنی تارک فیکم ثقلین أولهما کتاب الله فیه الهدى والنور فخذوا بکتاب الله واستمسکوا به فحث على کتاب الله ثم قال أذکرکم الله فی أهل بیتی ثلاثا[۵]
2.قال علی فی الرحبة أنشد بالله رجلا سمع رسول الله صلى الله علیه وسلم یوم غدیر خم یقول إن الله ولی المؤمنین ومن کنت ولیه فهذا ولیه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره [۶]
3.عن حبشی بن جنادة:سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول یوم غدیر خم اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره وأعن من أعانه[۷]
4.عن زیاد بن أبی زیاد:سمعت علی بن أبی طالب رضی الله عنه ینشد الناس فقال : أنشد الله رجلا مسلما سمع رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول یوم غدیر خم ما قال فقام اثنا عشر بدریاً فشهدوا[۸]
محمد بن جریر طبری صاحب تاریخ کبیر، خبر غدیر خم را در این کتاب از هفتاد و پنج طریق روایت کرده است.[۹] همچنین ابن جوزی شافعی در کتاب خود به نام اسنی المطالب فی مناقب علی بن اب طالب تواتر حدیث غدیر خم را از طرق بسیار اثبات نموده است.[۱۰]

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
کم کم حال و هوای محرم به گوش می رسد ؛ گویا شیپور چی در خیابان ها راه افتاده و مردم را به فرارسیدن محرم ماه توبه ، ماه استغفار ، ماه رسیدن به خدا ، ماه اتصال به اهل بیت (ع) و ماه خون مژده می دهد .
مژده اش را با عرفه شروع کرده است با دعای خداحافظی و یا دعای سلام بر عاشورا .
درست است هنوز محرم نرسیده است اما گویا نتیجه هایش پیشاپیش آمده اند تا ما را برای ورود به چنین ماه با فضیلتی آماده سازند .